مامانی بسه دیگه بیدار شو
کبوتر قشنگم سلام . عزیزترین کسم سلام . دلبر مامانی سلام . جیگر مامانی سلام .

دو سه روزه به جای اینکه مامانی بیدارت کنه ، شما مامانی رو بیدار می کنی اونم با شیوه خودت ؟؟؟؟ سحر که بیدار میشم بعد از اینکه بهت شیر میدم از تختت میارمت بیرون و کنار خودم می خوابونمت واسه همین صبح که بیدار میشی رو تخت غلت می زنی و بازی میکنی و وقتی کلی بازی کردی و خسته شدی میای سراغ من . اول از همه با پاهای کوچولوت محکم میزنی رو دل مامان و من با اینکه بیدار میشم به روم نمیارم و شما چند بار که میزنی و می بینی نخیر فایده نداره انگشتاتو میکنی تو چشمم ، ناخنم میکشی ، موهامو میکشی ، دستمو می خوری و...... خلاصه همه تلاشت رو واسه بیدار کردنم به کار میگیری و بلاخره موفق میشی و مامانی رو بیدار میکنی و بعد از کلی بازی با همدیگه ، پوشکتو عوض میکنم و بعد با هم صبحونه میخوریم و تا ظهر که بابایی بیاد بازی میکنیم و بعد شما چرت نیمروزتون رو می زنید تا مامانی به کاراش برسه .
عزیز قشنگم قربون روی ماهت برم . دوستت دارم بی نهایت از ازل تا ابد . عاشقتم کوچولوی نازم .
یه بووووووووووووووووس شیرین واسه قند عسلم


مامانی بسه دیگه بیدار شو 
